|
درباره ناسيوناليسم كرد (٣)
عبدالله اوجالان و "پژاك"
ناصر اصغري
بحث در باره ناسيوناليسم كرد در ايران، بدون بررسي عبدالله
اوجالان و پروژه "پژاك" (پارتي ژياني آزادي كردستان) ايشان
ناتمام خواهد ماند. در دو بخش اوليه اين نوشته گفتيم كه حزب
دمكرات كردستان و ناسيوناليسم لانه كرده در كومهله، نگاهشان
به تحولات بيرون از ايران براي به قدرت رسيدن است. اما اين
سومي نگاهش مستقيما به جمهوري اسلامي و احمدي نژاد است. اينجا
نگاهي گذرا به اين موضوع خواهيم داشت.
"پژاك" بخش ايراني
PKK
است. مي گويند جرياني مشكوك است و احتمالا در تباني با اطلاعات
رژيم جمهوري اسلامي سرهمبندي شده باشد. شايد هم اينجوري
نباشد؛ زياد مهم نيست. آنچه در اين رابطه مهم است اينست كه؛
اگر مسئله كرد يك مسئله حل شده بود، "پژاك" هم همانند جريانات
قوم پرست ديگري كه در آذربايجان، خوزستان و بلوچستان سعي در
هياهو و مطرح شدن دارند، يك جريان بيربط و حاشيهاي مي ماند؛
جرياني كه نه معلوم است چه كار مي كند؛ نه معلوم است دست
اندركارانش چه كسانياند و نه نماينده آرزو و اميال هيچ بخشي
از جامعه است. درست مانند جرياناتي چون سازمان زحمتكشان و
"خهبات". اما جواب نگرفتن مسئله كرد و نمايندگي نشدن
ناسيوناليسم كرد توسط يك جريان جدي تحزب يافته در كردستان
ايران و همچنين رابطه نزديك اين جريان با
PKK
همين "پژاك" را به يك جرياني تبديل كرده است كه در معاملات بين
جمهوري اسلامي و ناسيوناليسم كرد، ادعاي سهمخواهي مي كند.
"پژاك" در خدمت جمهوري اسلامي
حزب دمكرات كردستان ايران چندي پيش به نقل از يك سايت خبري
كردي نقل قولي از عبدالله اوجالان آورده بود كه كنه نظرات
ناسيوناليسم كرد مورد نظر اين جريان مشكوك را به نمايش
مي گذارد. او گفته است: "في نفسه در ايران، استاني به نام
كردستان وجود دارد و در ايران حداقل كردها از نوعي خودمختاري
برخوردارند. اگر ايران اين استان را اندكي توسعه داده و پژاك
را به رسميت بشناسد، ما نيز ارتشي ١٠٠ هزار نفري در اختيارش
قرار خواهيم داد."
اكنون معلوم شد كه خودمختارياي كه
PKK
به دنبالش است از چه نوع است؟! معلوم شد كه او مسئله كرد را
چگونه مي بيند. "كردها در ايران داراي خودمختاري هستند!" اما
كسي در ايران از آن خبر ندارد؛ حتي آن ناسيوناليستهاي
خودمختاري طلبي كه بيش از دو دهه است مي گويند: "خودمختاري
براي كردستان، دمكراسي براي ايران"! مشكل
PKK
فقط اين است كه شاخك آن در ايران به رسميت شناخته نشده است.
اگر جمهوري اسلامي در استان كردستان ايران ده پانزده
كارخانه و كارگاه درست كند، اگر چهار پنج دانشگاه در اين استان
بسازد، "كردها هم كه با اين "استان كردستان" به رسميت شناخته
شدهاند و داراي خودمختاري هستند"، ديگر مسئله حل است! اگر اين
اتفاق بيافتد، عبدالله اوجالان يك ارتش ١٠٠ هزار نفري در
اختيار حكومت اسلامي قرار خواهد داد كه هر گونه شلوغي و غائله
را در كردستان سر جايش بنشاند! گرچه صراحتا از "پايان دادن به
شلوغي و غائله" صحبت نكرده است، اما ترجمه مادي اين سخنان چيزي
جز اين نيست. پائينتر به آن مي پردازم. راستش حتي در آن
بيانات عبدالله اوجالان، "توسعه" هم يك تعارف است. اصل مطلب
همان تلاش براي به رسميت شناخته شدن "پژاك" توسط جمهوري اسلامي
است!
براي اينها، وجود ستم ملي بر اين بخش از جامعه، ابزاري است
براي بند و بست با حكومت مركزي. گرچه همه ناسيوناليستها يك
چنين ديدي نسبت به مسئله ملي دارند، اما رك گوئي عبدالله
اوجالان ابهامي را براي كسي بر جاي نمي گذارد. جنگ و جدال
اينها براي رفع "مسئله ملي"، بر سر تحقق حقوق مدني و فردي و
گسترش اختيارات مردم اين منطقه و حتي دمكراسي رايج هم نيست؛
بلكه كسب امتياز از دولت مركزي براي به قدرت رسيدن بخشي از
بورژوازي محلي است كه از قدرت دور مانده است. "مسئله ملي" حاصل
"زحمات" اينهاست و امروزه مي خواهند محصول اين "زحمات" را
بچينند.
اوجالان و "استان كردستان"، پيام به جمهوري اسلامي
يك معضلي كه از همان اول جلوي پاي اوجالان و "پژاك"ش قرار
گرفته است تعريف تازهاي از جغرافياي كردستان توسط
ناسيوناليستهاي كرد است. حزب دمكرات كردستان و
ناسيوناليستهاي گرد آمده بزير چتر "كومهله"، مرزهاي كردستان
را از ايلام شروع مي كنند و تا آن سوي خوي و ماكو كش مي دهند.
يعني ٤ استان امروزه ايران را شامل مي شود؛ آذربايجان غربي،
كردستان، كرمانشاه و ايلام. مرزهاي تعريف شده توسط حكومت پهلوي
و جمهوري اسلامي يك مورد اصلي اعتراض ناسيوناليسم كرد در ايران
بوده است. اظهارات عبدالله اوجالان از همان اول مورد اعتراض
حزب دمكرات كردستان قرار گرفته است. بيانيه ١٠ دي ٨٦ حزب
دمكرات به اين تقسيمات اوجالان اعتراض كرده و گفته است:
"كردهاي ايران به هيچ كس اجازه نمي دهند كه حقوق ملي آنها را
كه براي آن هزاران قرباني داده اند، به استان كردستان محدود
سازد، ..." مهاباد، قلب ناسيوناليسم كرد، كه پايتخت حكومت
خودمختار قاضي محمد نيز بود اصلا جزو استان كردستان نيست.
مهمتر، خود "پژاك" را هم دو قدم آن طرف مرزهاي منطقه كرمانج
نشين آذربايجان غربي كسي به رسميت نمي شناسد! در نتيجه آنچه در
پيام اوجالان به جمهوري اسلامي مستتر است، اين است كه "ما
تقسيمات و اداره كردستان را توسط شما به رسميت مي شناسيم، شما
هم ما را به رسميت بشناسيد تا با هم كنار بيائيم"!
اما يك اشكال ديگري كه عبدالله اوجالان و "پژاك"ش در رابطه با
ناسيوناليستهاي سنتي كرد در ايران با آن مواجهاند، در سر
داشتن هواي "برداشت محصول حاصل زحمات" آنهاست. بالاتر گفتم كه
"مسئله ملي" حاصل "زحمات" ناسيوناليستهاست. كسي در بين
ناسيوناليستها در كردستان نمي تواند يك تعريفي از مقوله "ملي
و مليت" بدهد كه مخاطبش را قانع به جنگ و خونريزي بكند! يعني
اگر كسي واقعا بخواهد بداند "مليت" چيست و يك مقاله دو صفحهاي
در تعريف اين مقوله بنويسد، بايد ده تا كتاب از ارنست گيلنر،
ارنست رنان، اريك هابسباوم و غيره بخواند تا نيمچه تعريفي،
آنهم سوبژكتيو، از اين مقوله ارائه بدهد. مي خواهم بگويم كه آن
اسطوره و ميتالوژياي
(Mythology)
كه امروزه "مسئله ملي" را احاطه كرده است، حاصل دامن زدن به
خصومتهائي سازمان يافته قومي بين كردزبانان با غير كردزبانان
در مورد مشخص "مسئله كرد" است. اعتراضنامه ١٠ دي ماه حزب
دمكرات كردستان همين نكته را يادآوري مي كند. مي گويد:
"كردهاي ايران به هيچ كس اجازه نمي دهند ... علاوه بر اين
كردهاي ايران به آن سطح از آگاهي و فهم رسيده اند كه خود
سرنوشت خود را تعين نمايند و لزومي نمي بينند كه آقاي اوجلان
از زندان ايمرالي سرنوشت آنها را رقم بزند."وارثان اصلي
"مسئله ملي" در كردستان ايران مي خواهند محصول "زحمات" خود را
خود بچينند؛ اجازه نمي دهند اوجالان از زندان ايمرالي به آن
دست درازي كند. حزب دمكرات كردستان دارد دندان قروچه مي كند كه
مي خواهد قتل و قتال ديگري هم سر اين مسئله اين بار با
PKK
راه بياندازد، همچانكه يك دورهاي با پارتي دمكرات كردستان
عراق (قياده موقت) راه افتاد.
عبدالله اوجالان، "امپرياليسم" و جمهوري اسلامي
عبدالله اوجالان اما بيشتر از در اختيار قرار دادن ارتشش در
اختيار جمهوري اسلامي گفته است. او همچنين گفته است كه "از
تشكيل دولت ملي در كردستان عراق نگران است و موفقيت اين طرح را
موفقيت خط آمريكا ـ انگليس دانسته و تهديد كرده است كه در
مقابل اين طرح به تشكيل همپيماني كرد ـ شيعه با ايران و سوريه
مبادرت مي ورزد." (به نقل از اطلاعيه حزب دمكرات كردستان)
بالاخره عبدالله اوجالان در زندان تركيه و زير سرنيزههاي ارتش
تركيه اين حرفها را زده است. اينكه ايشان اين حرفها را واقعا
با ديكته شدن آن توسط شكنجهگران بيان كرده است يا نه، مسئله
ديگري است. اما همين اظهارات اوجالان، اكنون پلاتفرم رهبري
PKK
است. همان چرنديات اسلامي ـ ضد آمريكائي جمهوري اسلامي!
جمهوري اسلامي بخاطر ملاحظات ديپلماتيك با تركيه و آمريكا در
عراق، احتمالا اين پيشنهاد
PKK
را فعلا بيجواب بگذارد. اما با بحراني كه گريبانگير جمهوري
اسلامي شده و با فشارهاي بينالمللياي كه به رهبري آمريكا و
تحت نام سازمان ملل بر او وارد مي شود، پذيرفتن چنين پيشنهادي
و يا حتي استفاده از اين برگ براي جمهوري اسلامي در معادلاتش
با آمريكا و همپيمانانش، بعيد به نظر نمي رسد. اين يك نگراني
واقعي است.
عبدالله اوجالان و مبارزه مردم بر عليه جمهوري اسلامي
اما براي جنبش اعتراضي در ايران و بخصوص در كردستان ايران
نگراني ياد شده ملموستر است. جمهوري اسلامي در تمام طول عمرش،
هيچگاه در هيچ گوشهاي از كردستان به رسميت شناخته نشد. امروز
اما مبارزه مردم در كردستان از هر تعبيري از "مسئله ملي" عبور
كرده و اعتراضات كنكرت و هر روزه به كمتر از سرنگوني جمهوري
اسلامي و رفاه و زندگي شايسته انسان، رضايت نمي دهند. براي اين
مبارزات، ترجمه مادي گفتههاي اوجالان سركوب عريان و گورهاي
دسته جمعي و كورههاي آدم سوزي است. يك شرط الزامي و مهم در
مبارزه عليه ميتالوژي "مسئله ملي" در كردستان ايران، كنار زدن
جريانات قومي و مزاحمي چون
PKK
و "پژاك"ش است. در كردستان ايران يك چنين دست ردي به سينه
"قياده موقت" زده شد. امروز به نظر مي آيد كه
PKK
در نوبت است.
٤
مارس ٢٠٠٨
آخرین مطالب
|